تبليغاتX

مسیحا - تولد حضرت مسیح(ع)

مسیحا

اما اینکه چرا 25 دسامبر را برای تولد انتخاب کرده اند اختلافات شدیدی هست که عده ای میگویند رومیان جشنی داشتند که مخالف با آیین کلیسا بود. نمايندگان كليسا عنوان «ناتاليس سوليس اينويچتى» را به اين روز دادند كه به لاتين بوده و معناى آن اين است: «روز تولد خورشيد فتح نشده».يكى از دلايل اصلى اين تغيير، عيدى بود كه روميان معتقد به اساطير يونان به آن اعتقاد داشته و آن را محترم داشته و به جاى مى آوردند . اين عيد كه مغاير با اصول حاكميت كليسا بود به ياد «ساترن»، خداى كشاورزى بود كه به دليل تغيير فصل جشن گرفته مى شد و با يك فستيوال نيز همراه بود كه از ۱۷ دسامبر آغاز مى شد و تا ۲۵ دسامبر ادامه داشت.

 ضمن اين كه آيين ميترائيسم- ميترا، خداى خورشيد در پارسيان قديم- در آن زمان در ميان سربازان رومى طرفداران زيادى داشت و برخى از آداب و رسوم آنان نيز به اين فستيوال اضافه شده بود كه به هرحال مى توان امروزه تمامى آنها را در برگزارى كريسمس در ميان مسيحيان مشاهده كرد.

 

تولد مسیح در کتاب مقدس:

در کتاب مقدس جز در انجیل متی و لوقا آن هم به شکل بسیار کوتاه در سایر اناجیل داستان ولادت مسیح نیامده است.انجیل مرقس و یوحنا هیچ اشاره ای به این امر ندارد.در انجیل متی آمده که مریم به وسیله ی روح القدس عیسی مسیح را باردار شد  این نکته میرساند که بارداری مریم معجزه ای الهی بوده نه امری انسانی اما از چگونگی آن هیچ سخنی به میان نمی اورد و در ضمن بازگو میکند که مریم پیش از ورود به خانه ی یوسف باردار شده بود و آشکار می کند که چگونه یوسف در جریان یک مکاشفه فرشته ای را میبیند که به او میگوید: (از ازدواج با مریم نگران نباش !کودکی که در رحم اوست از روح القدس هست.) این در حالی هست که انجیل لوقا از گفتگوی میان فرشته و مریم گزارش میدهد نه با یوسف! و این اختلاف خود جای بسی تامل هست.

ولی متاسفانه کشیش های مسیحی حتی درتولد مسیح از مریم باکره دچار اختلاف شدید هستند:

 ساندي تلگراف هم در (22/12/2002) نتايج حيرت انگيز يک بررسي را منتشر کرد که خواندني است. ديلي تلگراف مي نويسد: نظرسنجي انجام شده توسط اين هفته نامه نشان داده است که بيش از يک چهارم از روحانيون کليساي انگلستان تولد مسيح(ع) از مريم باکره را باور ندارند.

27 درصد از 500 نفر کشيشي که مورد سوال قرار گرفته اند بطور خصوصي داستان سنتي تولد مسيح(ع) را مردود دانسته اند. يکي از اسقف هاي کليساي HamPshire اظهار داشت: «در تولد و کودکي عيسي مسيح(ع) نکته ويژه اي وجود نداشته و آنچه که فوق العاده است زندگي وي در جواني است. وي افزود: من يک اسقف سنتي هستم و اين موضوع يکي از موضوعاتي است که بطور آشکار نمي توان بدان پرداخت. زيرا من نياز دارم شغل خود را حفظ کنم.» 

عجب صبری خدا دارد  

اما تولد مسیح از نظر  قران و اسلام:

در پانزده سوره از قران ، از عیسی مسیح نام برده شده است ،یعنی دقیقا در ۹۳ آیه مسیح و مریم بر اساس نص صریح قران بندگان با حرمت و با عزت خداوند هستند و مورد تکریم او.عیسی در قران روح الله و روحی از اوست (سوره ی نساء/۱۷۷) که با دم روح الامین در رحم مادرش جای گرفت. اینکه در گستره ی فرهنگ اسلامی از او اغلب با نام مسیح یاد میشود،به هیچ وجه به معنای ناجی،یعنی آنچه در سنت مسیحی از آن منظور نظر است،نیست (ناجی=massias) بلکه فقط کنیه ای است به منظور تعظم و تکریم بیشتر.

 «حمل بکر»، چنانکه در سورهء مريم آشکار می‌شود، جزو يکی از عقايد مسلّم دينی در اسلام است.

در سوره ی مریم،روایت قرانی آبستن شدن مریم از مادر عذرایش چنین آمده است:<<*در این کتاب مریم را یاد کن آنگاه که از خاندان خویش به مکانی رو به سوی بر آمدن افتاب،دوری گزید.*میان خود و آنان پرده ای کشید و ما روح خود را نزدش فرستادیم و چون انسانی تمام بر او نمودار شد.*مریم گفت:از تو به خدای رحمان پناه می برم که پرهیزگار باشی.* گفت:من فرستاده ی پروردگار تو هستم،تا تو را پسری پاکیزه بخشم. *گفت:از کجا مرا فرزندی باشد،حال آنکه هیچ بشری به من دست نزده است و من بدکاره هم نبوده ام.* گفت:پروردگار تو این چنین گفته است:این برای من آسان است. ما آن پسر را بریا مردم آیتی و بخشایشی میکنیم و این کاری است که بدان حکم رانده اند.* پس به او آبستن شد و او را با خود به مکانی دور افتاده برد*>>(قرآن مجید سوره ی مریم آیات 16 تا 22 ترجمه ی عبدالمحمد آیتی).

<<*درد زاییدن او را به سوی تنه ی درخت خرمایی کشاند. گفت:ای کاش پیش از این مرده بودم و از یادها فراموش شده بودم. کودک از زیر او ندا داد:محزون مباش،پروردگارت از زیر پای تو جوی آبی روان ساخت .نخل را بجنبان تا خرمای تازه برایت فرو ریزد. پس ای زن بخور و بیاشام و شادمان باش و اگر از آدمیان کسی را دیدی بگوی:برای خدای رحمان نذر روزه کرده ام و امروز با هیچ بشری سخن نمیگویم. سوره ی مریم آیات ۲۳ تا ۲۶.

در ادامه ی سوره ی نوزدهم قران آمده است که مریم نوزادش را با خویش به نزد قوم خود می آورد. در آنجاست که خویشاوندانش از او پرسشها دارن و به پاکی و بی گناهی اش تردید میکنند. اما او نذر کرده بود که امروز با هیچ بنی بشیری سخنی نگوید. آنگاه مریم:«*به فرزندش [عيسی] اشاره کرد. گفتند: چگونه با کودکی که در گهواره است سخن بگوييم؟ *کودک گفت: من بندهء خدايم، به‌‌‌من کتاب داده و مرا پيامبر گردانيده است. *و هر جا که باشم مرا برکت داده و تا زنده‌ام به‌نماز و زکات وصيت کرده است. *و نيکی کردن به‌مادرم. و مرا جبار و شقی نساخته است. *سلام بر من؛ روزی که زاده شدم و روزی که می‌ميرم و روزی که ديگر بار زنده برانگيخته می‌شوم. *اين است عيسی بن مريم – به‌سخن حق - همان که دربارهء او ترديد بود. (سورة مريم آيات 29 تا 34).

 عيسي (ع) مردم را به شريعت جديد خود كه همان تصديق شريعت موسي (ع) است دعوت كرد، و بارها مي‌فرمود: "اي بني‌اسرائيل من فرستاده خدا به سوي شما هستم، درحالي كه تورات را كه كتاب آسماني قبل از من بوده تصديق دارم و در حالي كه بشارت مي‌دهم به رسولي كه بعد از من مي‌آيد ونامش احمد است.

عيسي (ع) همچنان بني‌اسرائيل را به توحيد خدا و شريعت جديد دعوت مي‌كرد تا وقتي كه از ايمان آوردنشان مايوس شد و هنگامي كه طغيان و عناد مردم را ديد و استكبار كاهنان و احبار يهود از پذيرفتن دعوتش را مشاهده كرد، از ميان عده كمي كه به وي ايمان آورده بودند، چند نفر "حواري" انتخاب كرد تا او را در راه خدا ياري كنند.تا اينكه يهود بر مسيح (ع) شوريدند و تصميم گرفتند او را به قتل برسانند، ولي پروردگار او را نجات داد و به سوي خود بالا برد اما مساله مسيح (ع) براي يهود مشتبه شد، بعضي خيال كردند كه او را كشته‌اند، بعضي ديگر پنداشتند كه او را به دار آويخته‌اند، ولي خداوند فرمود:" نه آن بود و نه اين، بلكه امر بر آنان مشتبه شد".

روزها گذشت و دامنه دعوت حضرت عيسي (ع) به يكتاپرستي، صلح و آزادي گسترش يافت،
مخالفانش او را تحمل نكردند، تنش را شكنجه و روحش را آزردند، سرانجام او به اعتقاد
مسيحيان به صليب كشيده شد اما به واقع و بر اساس روايات اسلامي اين پيامبر خدا عروج
كرد و با صعود خود به آسمان الهي براي انجام آخرين ماموريت خود منتظر فرمان خداوند ماند
تا روزي در كنار آخرين منجي عالم بشريت ظهور نمايد.

مهدی آخرین منجی عالم
در حالي كه عده‌اي مي‌كوشند تا مسلمانان و مسيحيان را از هم جدا كنند، اما پيروان راستين
 مسيحيت مي‌دانند كه اديان آسماني كه ريشه در توحيد و يكتاپرستي دارند، هرگز از همگسسته نخواهند شد.
مسيحيان مومن مي‌دانند، صلح، عشق، دوستي، رافت، مهرباني و پرهيز از جنگ و خشونت از آموزه‌هاي فراموش ناشدني هستند كه مسيح مبلغ راستين آن بود و همه‌ياين فضايل توسط پيامبر دين اسلام و خاتم انبيا (ص) نيز مورد تاكيد قرار گرفت.

+ نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386 17:53 توسط مسیحا |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

مسیحا عاشقیست که با تموم وجودش خدا رو دوست داره و از خدای مهربون درس محبت و دوستی رو فراگرفته او همیشه از این رنج می بره که چرا مسیح رو که جزو بهترین فرستادگان خداست خدا می نامند. و این وبلاگ درد دل اوست که میبنید تقدیم به او که همیشه برایم عزیز و دوست داشتنیست و تقدیم به محمد (ص) زیباترین لبخند خدای مهربون به انسانها


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

خرداد 1387

اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386


آرشیو موضوعی

مناجات
منافات عقل با الوهیت مسیح
مسلمان شدن یک دانشمند مسیحی
کشیشی که مسلمان شد
آیا کتاب مقدس الهام خداست؟
اشکالات کتاب مقدس 1
تولد مسیح
عکسهای عزاداری مسیحیان
کلیپ فلسطین
خشونت در مسیحیت
تثلیث1


پیوندها

آسمانیان
رهیافتگان
حاج آقا یاحق
دیدبان
سکوت عشق
متعجب
دختران آسمانی
نیایش
در فراق وطنم
گفتگوهای من و مسیحیان
پایگاه تخصصی مسیحیت شناسی
راه مسیح


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin